» روزنگار » دانــش‌آموز و جـــامعه‌ی تــمامــاً ســیاسی/ چگونه «جمهوریت» و اراده‌ورزی مردم، سراسر ماجراست؟
روزنگار - مکتب وطن - یادداشت

دانــش‌آموز و جـــامعه‌ی تــمامــاً ســیاسی/ چگونه «جمهوریت» و اراده‌ورزی مردم، سراسر ماجراست؟

اردیبهشت 5, 1405 4092

مکتب وطن- جامع| علی اسکندری، دبیر اسبق جنبش عدالتخواه دانشجویی:

امام خمینی(ره) می‌گویند: «جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم». گویی «جمهوریت» و مردم‌سالاری برای امام، رهبر شهید انقلاب و پایه‌گذاران انقلاب اسلامی، همه‌ی ماجرا و اصل ایده بوده است. از این رو، پسوند اسلامی را تنها برای تمایز آن با دیگر جمهوری‌ها در کنارش می‌گذارند و دیگر هیچ کمبودی در این مفهوم نمی‌بینند که بخواهند چیزی به آن بیفزایند. این نگاه، ریشه در پیوند عمیق جمهوریت با مفاهیم بنیادین جامعه‌شناختی و به‌ویژه انسان‌شناسی امام(ره) دارد.

فهم امام خمینی و رهبر شهید انقلاب از انسان -که به‌طور مشخص در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن به آن اشاره شده-، معطوف به جامعه‌ی بی‌طبقه‌ی توحیدی است. تعریفی که رهبر شهید انقلاب از توحید ارائه می‌دهند، بر «نفی عبودیت غیرالله» استوار است؛ یعنی فهمی از انسان که هر نوع سلطه و عبودیت تحمیلی را نفی می‌کند. این انسان، میل به کنشگری، خودشکوفایی و انتخاب‌گری دارد و بالاتر از همه، در پی عدم سلطه است. تحقق چنین انسانی و چنان جامعه‌ای، تنها ذیل مفهوم «جمهوری» ممکن است؛ زیرا جدی‌ترین درگیری انسان با جامعه و قدرت، درست از لحظه‌ی پیش از تولد آغاز شده و تا سال‌ها پس از مرگ (در قالب اثرگذاری‌های پسین) ادامه می‌یابد.

امام خمینی(ره) تعبیری دارند با این مضمون که: «همه فدای انسان». ایشان معتقد بودند که ما یک انقلاب انسانی را در جامعه‌ی ایران رقم زدیم و حتی اگر انقلابمان به پیروزی سیاسی نمی‌رسید، باز هم ما کار اصلی خود را انجام داده بودیم؛ چرا که هدف ما رسیدن انسان‌ها به تعالی وجودی‌شان بود. این فهم انسانی، زمانی که با فهم تاریخی گره می‌خورد، معنای کامل‌تری می‌یابد. امام‌(ره) با بررسی جنبش‌های عدالت‌خواهانه ایران از مشروطه تا ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد، به یک آسیب‌شناسی دقیق رسید: علت شکست تمام آن حرکت‌ها این بود که علی‌رغم حضور روحانیت و برخی سیاسیون، جامعه به قدر کافی به پا نخواسته بود. در جریان ۲۸ مرداد، مردمی در صحنه نبودند که پای کارِ مصدق بمانند و او را نجات دهند.

امام انقلاب (ره) جامعه‌ای را می‌خواهد که از جوان‌ترین فرد تا دانش‌آموزانش، در تمام لحظه‌های زندگی، یک «جامعه‌ی سیاسی» باشند. به این معنا که فرد از لحظه‌ی ورود به مدرسه‌ی ابتدایی باید سیاسی باشد، تا زمانی که وارد دانشگاه و محل کار می‌شود و تا لحظه‌ای که می‌میرد. در تمام ساحت‌های زندگی؛ صبح در مدرسه، بعدازظهر در محله، هنگام نماز در مسجد و پایگاه، و شب در خانواده؛ امام خمینی(ره) در تمام این لحظات یک جامعه‌ی سیاسی می‌خواهد و معتقد است اگر این جامعه‌ی سیاسی را داشته باشیم، دیگر به مشکل برنمی‌خوریم و سلطه حذف می‌شود. این همان مسیری است که امام(ره) به لحاظ گفتمانی پیش برد و رهبری شهید نیز به صورت مداوم، چه به لحاظ گفتمانی و چه نهادی، سعی در ساختن چنین جامعه‌ای دارند تا جامعه را پس از انقلاب، کماکان در میدان نگه دارند.

جمهوریت؛ تنها امکان تحقق عدالت و آرمان انبیا از همه‌ی این‌ها مهم‌تر است. جمهوریت تضمین‌کننده‌ی آرمان اصلی‌ای است که امام(ره) برای آن انقلاب کرد؛ آرمانی که از اهداف اصلی انقلاب اسلامی و از اهداف پیامبران خدا، یعنی همان تحقق عدالت است. این جمهوریت دائمی که مبتنی بر انسان‌شناسی و فلسفه‌ی سیاسی بود، یک کارکرد اصلی دارد و آن عدالت اجتماعی و سیاسی است. این عدالت، هم هدف جمهوریت است و هم اینکه جمهوریت، تنها امکان تحقق آن به شمار می‌رود. به نحوی که می‌توان جمهوریت را به عدالت اجتماعی و سیاسی تعبیر کرد که به دنبال خود، عدالت اقتصادی را نیز به صورت خودکار رقم می‌زند.

به این نوشته امتیاز بدهید!

امتیاز 5.00

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×