» روزنگار » تـربیت سیـاسی معکوس/ ما، مدرسه و تصمیمات؛ «تربیت سیاسی معکوس» چگونه دانش‌آموزان را به کنشگری غیرمسئولانه می‌کشاند؟
روزنگار - یادداشت

تـربیت سیـاسی معکوس/ ما، مدرسه و تصمیمات؛ «تربیت سیاسی معکوس» چگونه دانش‌آموزان را به کنشگری غیرمسئولانه می‌کشاند؟

خرداد 3, 1405 2050

تحریریه روزنگار- جامع| مجتبی همتی‌فر، عضو هیئت علمی دانشگاه در یادداشتی با اشاره به اعتراضات دانش‌آموزان نسبت به برگزاری حضوری امتحانات پایانی در برخی استان‌ها، نوشت:

در فرآیند متعارف آموزشی و پرورشی مدارس، تربیت سیاسی و سیاسی بسیار حداقلی است. با غلبه نمایش در فعالیت‌های پرورشی و تشکل‌های دانش‌آموزی، این ساحت هم «فراموش‌شده» است. برگزاری رویدادهای با فرصت ویژه تربیت سیاسی همچون روز دانش‌آموز و روز دانش‌جو و دهه فجر هم اغلب به همان آیین‌های رسمی می‌گذرد؛ اما آیا دانش‌آموزان تربیت سیاسی و اجتماعی نمی‌شوند؟!

انتخابات شوراهای دانش‌آموزی مدارس یک بستر بوده که هر سال در آغاز سال به نمایش در می‌آید. سبک تبلیغات و وعده‌های نامزدها را تحلیل کنیم! به ویژه اگر در آستانه یک انتخابات عمومی در کشور بوده باشیم. وعده‌های عجیبی را خواهیم دید که از مناظره‌های انتخاباتی بزرگترها و فضای غبرتربیتی انتخابات آموخته شده است. اینکه «حرف شاد بزن و وعده بزرگ بده که رأی بیاوری، قرار نیست که مسئولیت آن را برعهده بگیری».
شرایط کشور جنگی است، اما نظامی نیست. تصمیمی برای آموزش حضوری در مدارس و دانشگاه‌ها گرفته نمی‌شود، حتی درباره مناطقی که بوی جنگ هم نداشته است. شاید به خاطر اینکه مسئولیت سنگینی است.

تعیین تکلیف آزمون‌های مدارس به استان‌ها و شورای تأمین آن سپرده شده، هر چند جزییات آن را نمی‌دانیم. در این مواقع مسئولیت‌خیز، «امنیتی کردن» تصمیم‌ها یک راهکار جواب‌پس‌داده است؛ موکول کردن تصمیم به جمع‌ و نهادهایی که توضیح ندارد. تا اینجا مسئله از سنخ آسیب‌شناسی نظام تصمیم‌گیری تخصصی در موضوعات مهم است. اما ماجرا مهم دیگری دارد. در برخی استان‌ها تصمیم بر آزمون حضوری شده است. دانش‌آموزان در اقدامی نه چندان متعارف، تجمع و اعتراض می‌کنند. گویا تصمیم عوض می‌شود! دانش‌آموزان استان‌های دیگر هم به تدریج به این جریان خواهد پیوست.آیا تصمیم بر اساس مصالح جنگی و آموزشی گرفته شده بود، یا تأمین نظر ذی‌نفع؟ -آیا هر دسته یا قشری که صدایش بلندتر باشد و به نحو مؤثرتری عزم خودش را نشان بدهد، خواسته‌اش «حق» و «به‌جا» می‌شود؟* عقب‌نشینی از تصمیم نحوه برگزاری آزمون پایان سال و تغییر نظر، فی‌نفسه مهم نیست. مهم پیامی است که جامعه هدف منتقل می‌کند؛ با «تجمع و شعار و فریاد»، می‌توان تصمیم‌گیری تخصصی را تحت‌الشعاع قرار داد. حواسمان هست که دانش‌آموزان در حال تربیت هستند، بیش از گفته‌های ما، از کنش‌ها و واکنش‌های ما.این نوع رخ‌دادها را از نظر یادگیری و تربیت ضمنی اصلاً نباید دست کم گرفت. از قضا این آموخته‌های جمعی بسیار بیش از درس‌های کتاب‌ها ماندگار و مؤثر می‌شود.

پوشش وسیع این موضوع توسط رسانه‌های مهاجم، نشان می‌دهد که برای آن‌ها هر چیزی از سنخ – امر سیاسی* – حتی اگر اعتراض دانش‌آموزی به آزمون باشد- ارزش دارد. ما هم چنین شامه‌ی تیزی داریم؟ جای تأمل است که دانش‌آموزان شرکت‌کننده در این تجمع‌ها که «محصلان» را برای «گرفتن حقشان» تحریض به «فریاد» می‌کردند، آیا در این ایام هم نسبت به دشمن مهاجم به وطن و‌ هم‌وطن‌ها چنین فعال بوده‌اند؟ اگر نه، چه چیزی «آزمون» را در ذهن‌شان چنین مهم کرده که به میدان بیایند و چه چیزی آن ماجرای مهم را کم‌ارزش کرده که احتمالاً بدان حساس نبوده‌اند.

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×