صالحُ بعدِ صالح/ چرا رهبری در شیعه موروثی نیست؟
مدرسهٔ جنگ- جامع | حجتالاسلام محسن خاکی، معلم و پژوهشگر آموزشوپرورش در پی انتخاب سومین رهبر انقلاب اسلامی:
رهبر منتخب مجلس خبرگان ما کسی نیست که مانند کردستان وقتی مسعود بارزانی میرود، پسرش کاملاً به صورت موروثی بعد از او اقلیم کردستان را میگیرد. رهبر ما مانند شاهان انگلستان نیست که وقتی شاه به قبرستان میرود، پسرش بعد از او پادشاه میشود بدون اینکه تأثیری در زندگی مردم داشته باشند. رهبر ما مانند شاهکهای منطقه نیست.
بنده با آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، سه مواجهه داشتهام: یک مواجهه فکری، یک مواجهه علمی و فقهی و یک مواجهه فنی در مسائل اجرایی معلمان. آقا سید مجتبی حسینی خامنهای در جلسه با معلمان و با حضور حضرت آقا که مهمترین دغدغهها را خدمتشان مطرح کردیم، حضور داشتند. من یکی از آن پنج نفری بودم که در آن جلسه با رهبری صحبت کردم. آیتالله سید مجتبی خامنهای، حرفهای ما را میشنیدند و همراه و آگاه با مسائل عمومی کشور بودند. میخواهم بگویم با کسی مواجهایم که در طول این سالها مسائل اجتماعی مردم را رصد کرده و نه مانند کشورهای منطقه بهصورت موروثی، انتخاب نشده است.
در فقه شیعه، رهبر باید دو ویژگی داشته باشد: باید علم و پاکی داشته باشد که همان فقاهت و عدالت است؛ و رأی مردم نیز پشت سرش باشد. و این رأی مردم مسئله تازهای نیست. مسئله انتخاب پسر پس از پدر برای زعامت در تاریخ شیعه بارها رخ داده است. بهطور مثال در دوره حضور امام زمان(عج) چهار نایب توسط ایشان مشخص شد: «اولی عثمان بن سعید است و دومی محمد بن عثمان است. محمد، پسر عثمان بن سعید است. یعنی وقتی عثمان بن سعید بهعنوان اولین نایب امام زمان توسط امام منصوب شد و عمر مبارکشان به سر میرسد، امام زمان(عج) به او میفرمایند که باید پسرت را بعد از خودت انتخاب کنی.» آیا قضیه در اینجا موروثی است؟ هرگز اینگونه نیست. ماجرا این است که محمد دیگر آقازاده نیست و خودش آقا شده؛ و به همین خاطر محمد بن عثمان نه چون پسر عثمان بن سعید است، بلکه به این دلیل که خودش یک آقا، فقیه و رهبر است، میتواند جانشین امام زمان(عج) باشد.
بنابراین از ابتدای غیبت تا امروز این اتفاق بارها افتاده است و ماجرای رهبری در شیعه، ماجرای انتصاب موروثی در انگلستان، عربستان، کردستان و… نیست. ماجرای ما صالحُ بعد صالح است. و ماجرای ایستادن علمداری بعد از علمداری است که این عَلم را به دو دلیل در دست دارد: توانمندیهای علمی، فکری و سیاسیای که در خود ایجاد کرده است و همچنین رأی مردم را با خود دارد.
در این چند روز پس از شهادت رهبری عظیمالشان، همگی پای جمهوریت ایستاده بودیم تا مجلس خبرگان که با رأی مردم در حال بررسی دقیق گزینه رهبری بود، گزینه اصلح را معرفی کند. بنابراین در انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای، فقاهت و رأی مردم نیز موجود است. و ایشان حالا آقا سید مجتبی خامنهای و رهبر ماست. ماجرای ما، ماجرای آقازادگی و موروثی بودن نیست؛ «سید مجتبی خامنهای، آقازاده نیست، بلکه خودش آقاست.»
