نامش را در «کتاب» شنیدم، فقاهتش را در «حوزه» یافتم و آگاهیِ اجتماعیاش را در«دیدارِ معلمان» دیدم/ سه مواجهه با آیتالله سیدمجتبی خامنهای به روایتِ حجتالاسلام محسن خاکی
مدرسهٔ جنگ – جامع | حجتالاسلام محسن خاکی:
من به عنوان یک معلم، سه خاطره از مواجههام با آیتالله العظمی سید مجتبی حسینی خامنهای دارم.
اولین خاطرهام، مربوط به سال ۱۳۸۶ است، زمانی که دانشجو بودم. در دوران دانشجویی نمایشگاه کتاب برقرار میکردیم. در این بین، عنوان یکی از کتابها توجه من را جلب کرد: کتاب «پرسشهای امروزی جوانان»؛ نام نویسنده، سید مجتبی حسینی بود. از کتابفروش پرسیدم: «این سید مجتبی کیست؟» گفتند: «پسر مقام معظم رهبری است.» من آن زمان سال اول دانشجوییام بودم و آنجا بود که نام سید مجتبی حسینی خامنهای را در کتابی دربارهی مسائل اعتقادی و فکری جوانان کشور، برای نخستین بار شنیدم.
دومین خاطرهام، مربوط به هفت یا هشت سال پیش است؛ پس از درس دانشگاهم به حوزهی علمیه قم رفتم. ما بچههای درسخوانی بودیم که از دانشگاههای خوبی فارغالتحصیل شده بودیم. وقتی به حوزه رفتیم، با رفقا و طلبهها دربارهی اساتیدی که به کلاس آنها میرفتیم، حرف میزدیم. من هم در کلاس اساتید خوبی از جمله آیتالله اعرافی، آیتالله شبزندهدار و خیلی از اساتید مطرح قم شرکت میکردم. یکی از دوستان طلبهام گفت: «من درس آقا سید مجتبی میروم!» پس از آنکه جزوههای ایشان را دیدم، خواندم و کیفیت درسشان را سنجیدم، بهعنوان یک طلبهی درسخوان، کلاه از سر برداشتم و سر خم کردم که عجب جزوههایی، عجب استادی، عجب کلاسی و عجب درسی!
من سید مجتبی حسینی خامنهای را در سال ۱۳۸۶ در مسائل فکری جوانان شناختم، او را با دقت و احاطهاش بر دروس حوزه و علوم اسلامی شناختم و آخرین خاطرهام، یک خاطرهی معلمانه است.
سومین خاطره نیز دو سال پیش رقم خورد. در سال ۱۴۰۲ با ۳۰ نفر از معلمان برگزیده و فعالان مردمی آموزشوپرورش کشور، به محضر مقام معظم رهبری شهید رسیدیم. قبل از دیدار، وقتِ نماز ظهر بود و باید پیش از آن نماز میخواندیم. در همین حین، دیدم یک سید عزیزی در سمت راست من نشست و فهمیدم آقا سید مجتبی خامنهای است. در کنار ایشان یک گفتگوی کوتاه و چند جملهای داشتیم که سهم آن روز ما بود.
بنابراین با ایشان بهعنوان یک معلم و یک طلبه، سه مواجهه داشتهام: یک مواجههی فکری، یک مواجههی علمی و فقهی، و یک مواجههی اجرایی در مسائل معلمان. سید مجتبی حسینی خامنهای در جلسهی معلمانهی ما با رهبری شهید، حرفهای ما را میشنیدند و همراه با مسائل عمومی کشور بودند. میخواهم بگویم با کسی مواجهایم که در طول این سالها مسائل اجتماعی مردم را رصد کرده و مانند شاهکهای کشورهای منطقه بهصورت موروثی بر سرِ کار نیامده است.
