از همه شریفتریم! / چگونه اعتراضات خارج از چارچوب دانشجویان دانشگاه شریف، آسیبهای سیاست «خودکامگی نخبهپرور» را آشکار میکند؟
تحریریه روزنگار- جامع:
«من مسئول رفاه خود هستم و تا آنجا که استعدادم یاری کند، به سمت بالا حرکت میکنم؛ من باعظمتم، چون شایسته هستم.» این صریحترین جملهی «اخلاقیات موفقیت» در جامعهای با رتوریک مسئولیت شخصی و رشد بینهایت نخبگان است. ایجاد فرصت، تأمین رفاه، توجه و پرورش نخبگان که امروز و همواره نیاز ایران است، در پسلرزههای یک واقعهی ترویستی، معایب اجرای صفر تا صد یک سیاست تمامیتخواه در رشد و پرورش نخبگان را در فلسفهی تعلیموتربیت کشور نمایان کرده است.
«رتوریک بالا رفتن» گفتمانی است که جامعه را بهصورت «نردبان فرصتها» تصویر میکند و بر امکان ارتقای اجتماعی–اقتصادی از طریق کار و پشتکار تأکید دارد. از درون این اقناع گفتمانی، رتوریک مسئولیت شخصی متولد میشود با پیام مرکزی: «تو مسئول نتیجهای هستی که میگیری.» همزمانی این دو گفتمان که زاییدهی نظام سرمایهداری است، به نادیده گرفتن ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجود در جریان رشد همهی افراد یک جامعه منجر میشود و مأمور به چیدن پلههای صعود تنها برای تعداد اندکی است. این عدهی اندک، با ادعای استعداد بالا و هوش سرشار، سالها در فضایی جدای از دیگر دانشآموزان، در برترین مدارس و تا دانشگاهها مورد حمایت قرار میگیرند. این لحظهی انقطاع رتوریک بالا رفتن از بدنهی عمومی جامعه و اتصال آن به تمامیتخواهی نخبهپرور در یک کشور است. تئوریای که زاییدهی جوامع نخبهسالار غربی، از جمله آمریکا و انگلیس و دیگر کشورهای اروپای شمالی است که در مرحلهی گذر از دولت رفاه به دولت حداقلی، رشدی بیسابقه داشته است. مایکل سندل، استاد فلسفهی سیاسی دانشگاه هاروارد، به این رویکرد در پرورش و رشد یک جامعهی مبتنی بر فراهمآوری همهجانبه در راستای تثبیت شایستگی نخبگان، عنوان «استبداد شایستگی» را داده است.
فلسفهی آموزش عمومی و دانشگاهی ایران نیز امروز گریبانگیر یک اقناع همگانی در پذیرش بیچونوچرای تمامیتخواهی نخبگان است. کمتر کارگزار و مسئولی در جمهوری اسلامی علیه این تمامیتخواهی موضعی گرفته و در لایهی سیاستگذاری نیز کمتر نشانی از افزودن «علم به مثابه امر ملی» و «مسئولیت اجتماعی نخبگان در برابر خیر عمومی و تقویت مبانی هویتبخش نخبگان»» دیده میشود.
فرامتن اعتراضی که ادامهدهندهی اتفاقی است که دستهای لیدرهای خارجی در آن از هر زمان دیگری نمایانتر است، امروز توانسته است بخشی از دانشجویان (هرچند محدود) را با خود همراه کند که در طول تحصیلات مدرسهای و دانشگاهی همواره در مرکز توجه و ارتزاق از منابع ملی بودهاند. این فرامتن، جلوتر از اعتراضاتی که بخشی از آن سوار شدن بر موج هیجانات، تشدید نارضایتیهای اقتصادی، بمباران رسانهای و … است، اعتراضی عمومی علیه سیاستهای تمامیتخواه نخبهپروری، بدون توجه به تقویت امر ملی در روند این پرورش است. دانشجویان معترضی که در حال اعتراضهای هنجارشکنانه در برترین دانشگاههای کشور هستند هر چند تعدادشان اندک است؛ بدون آنکه خود بخواهند، پیام مهمی را به سیاستگذاران دستگاه تعلیموتربیت کشور یادآوری کردند. استقرار دانش متعهد و در خدمت امر ملی و تقویت نگرش مسئولیت اجتماعی نخبگان در قبال جامعه باید در صدر سیاستهای پیشرو قرار گیرد.
