امنیت بهمثابه خیر عمومی و تربیت سیاسی
محمد محمدشیرازی، کارشناس گروه آموزش و پرورش مرکز پژوهشهای مجلس در یادداشتی نوشت:
در ابتدا به بررسی اجمالی اصطلاح «خیر عمومی» که مفهومی مهم در اندیشۀ سیاسی است، اشاره میشود. خیر عمومی، کالا یا خدمتی است که دو ویژگی بنیادین دارد: اول، «غیرقابل استثناءبودن»: یعنی محرومکردن افراد از بهرهمندی از آن کالا یا خدمت، عملاً غیرممکن یا بسیار پرهزینه است، مانند بهرهمندی از هوای پاک؛ دوم، «رقابتناپذیری در مصرف» یعنی استفاده یک نفر، از کیفیت یا دسترسی دیگران نمیکاهد، همچون نور فانوس دریایی که دیدنش توسط یک کشتی، مانع استفاده کشتیهای دیگر نمیشود.
این ویژگیها سبب میشود خیرهای عمومی بهطور مشترک به کل جامعه تعلق داشته باشند و نبودشان همه را تحت تأثیر قرار دهد. از این میان، «امنیت» یکی از مهمترین خیرهای عمومی در جامعه سیاسی محسوب میشود؛ خیرعمومی است، چراکه همه از آن بهرهمند میشوند و از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که امکان برقراری خیرهای دیگر تنها زمانی امکانپذیر خواهد بود که امنیتی نسبی در جامعه برقرار باشد. بههمین سبب همه در قبال تامین امنیت جامعه مسئولیتی قطعی دارند.
مسئولیت ما در قبال برقراری امنیت جامعه تعهدی اخلاقی و مدنی است و قابل واگذاری به غیر نیست. همانند تعهدی که اعضای هیئت منصفه به حضور در دادگاه دارند و نمیتوانند در ازای پرداخت پول از زیر بار مسئولیتشان شانه خالی کنند. چرا که به کوتاهسخن رشد برخی از فضایل مانند «مسئولیتپذیری» از اهداف جامعه سیاسی است.
اگر چه سازوکار نظامی برقراری امنیت به نیروهای مسلح سپرده شده است اما امنیت امری فراتر از امور نظامی و چندبعدی است. بهعبارتی، هر کسی در هرشغلی بهنوعی میتواند سهمی در این خصوص ایفا کند. یک روانشناس میتواند با نوشتهها و گفتههای خود به امنیت روانی جامعه کمک کند و یک فروشنده میتواند با فروش اقساطی کالاهای خود در وضعیتهای بحرانی به برقراری امنیت در جامعه همراه شود.
اما چگونه این امر محقق میشود؟ و با چه سازوکاری میتواند تعهد افراد در قبال جامعه را رواج داد؟ مهمترین آن، تربیت است که خصلیتی دوگانه دارد: اول، تربیت عمومی جامعه، از موارد «خیر عمومی» محسوب میشود؛ چرا که از مزایای جامعهای که بهدرستی تربیت شده است، همه متنعم میشوند و دوم، میتوان به وسیله آن، حس مسئولیتپذیری و تعهد اخلاقی به جامعه را از کودکی در افراد نهادینه کرد.
جنگ یکی از موقعیتهای زمانی است که ظرفیت بالایی برای «تربیت سیاسی» (یعنی تربیتی که محوریت آن تعهد اخلاقی و مدنی افراد نسبت به جامعه سیاسی باشد) بهویژه برای کودکان و نوجوان دارد.
تربیتی که در وضعیت عادی بهسختی و دشواری امکانپذیر است، در موقعیتهای بحرانی مانند جنگ، با نمایانشدن شواهدی عینی و زنده از مؤلفههای تربیت سیاسی همچون دفاع از میهن و تمامیت ارضی، ایثار و شهادت، فداکاری و جانبازی، ایمان و تعهد، اتکال بر خدا، شجاعت و بیباکی و مواردی از این دست، با غنا و سهولت بیشتری انجام میپذیرد و میتوان با برنامهریزی دقیق و درگیرکردن نهادهای ذیربط مانند صداوسیما، آموزشوپرورش و … راه چندساله را در تربیت سیاسیِ جامعه یکشبه طی کرد.
