شـامگاهِ کـوچ / چرا اضافه شدن آموزش به سبد کالای طبقه متوسط و کمدرآمد یک شکست در سیاستگذاری عمومی است؟
تحریریه روزنگار – جامع:
«۶۵ درصد دانشآموزان مدارس غیردولتی متعلق به خانوادههای کمدرآمد و طبقه متوسط هستند». این دفاع احمدمحمودزاده، رئیس سازمان مدارس و مراکز آموزش غیردولتی، در پاسخ به شبههی جداسازی طبقاتی در این مدارس است. این دفاعیه حامل پیامی مهم در رفتار مصرفی طبقه متوسط و کمدرآمد در خرید آموزش از بخش خصوصی است. انگاره عمومی جامعه در پرتوی عدم توجه در سیاستگذاریهای آموزشی به کیفیتبخشی مدارس عادی دولتی، سبب اضافه شدن آموزش به سبد خرید خانوادههای کمدرآمد و متوسط از مدارس غیردولتی شده است؛ در حالی که در ایران یافتههای پژوهشی مشخصی درباره کیفیت بهتر مدارس غیردولتی نسبت به مدارس دولتی در دسترس نیست و در شاخصهای کنکور و امتحانات نهایی نیز تنها تعداد معدودی از مدارس غیردولتی موفق عمل میکنند.
OECD (سازمان توسعه و همکاری اقتصادی متعهد به اصول دموکراسی و بازار آزاد) نیز در گزارشی در خصوص مسئله کیفیت آموزش در بخش خصوصی میگوید: «اگرچه دانشآموزان مدارس غیردولتی در بسیاری از کشورها در آزمون PISA 2022 نتایج بهتری کسب کردند، اما این امر عمدتاً به این دلیل است که آنها نسبت به همتایان دولتی خود، دانشآموزانی با پیشینههای اجتماعی ـ اقتصادی ممتاز هستند و نمیتوان به نتیجهگیری برتری کیفیت آموزشی در مدارس غیردولتی نسبت به مدارس دولتی رسید.»
نیاز به آموزش باکیفیت رفتار مصرفی طبقه متوسط را به سمت مدارس غیردولتی کوچانده است؛ این همان رفتار اجتماعی است که احمدمحمودزاده، رئیس سازمان مدارس و مراکز آموزشی غیردولتی، در دفاع از وجود همه دهکهای درآمدی بهویژه دهکهای درآمدی کمبرخوردار در مدارس تحت هدایت خود اظهار میکند. روایت رئیس سازمان مدارس و مراکز آموزشی غیردولتی از حضور ۶۵درصدی خانوادههای کمدرآمد در این مدارس، دو مبنای جدی را در مسئله آموزش عمومی در مقابل خود باز میکند:
نخستین مبنا آن است که قانون اساسی جمهوری اسلامی بر اساس اصل سیام خود بر رایگان بودن آموزش تأکید دارد و استفساریهای که ذیل این اصل از شورای نگهبان انجام شده است، تأکید میکند که اگر دولت نتواند آموزش رایگان را برای همگان تأمین کند، اولویت با تأمین آموزش رایگان برای دانشآموزان مناطق محروم و کمبرخوردار است؛ اما در وضعیت کنونی، به دلیل طراحی نکردن سازوکارهای مناسب برای درنظر گرفتن این اولویت، همین خانوادهها مجبور به ثبتنام فرزند خود در مدارس غیردولتی میشوند. نکته حائز اهمیت آن است که رئیس سازمان مدارس و مراکز آموزشی، افزایش تقاضا از سمت خانوادههای کمدرآمد جهت ورود به مدارس را بهعنوان دستاورد برمیشمارد؛ حال آنکه کوچ طبقه متوسط به سمت این مدارس، یک شکست جدی در سیاستگذاری آموزشوپرورش در تأمین آموزش رایگان در ذیل قانون اساسی است.
دومین مبنا آن است که مدارس غیردولتی دارای کیفیت یکسان نیستند و در میان مدارس غیردولتی، به لحاظ ارائه خدمات و کیفیت آموزشی اختلاف قابل توجهی وجود دارد؛ چرا که در منطق بازار هرکس به اندازهای که پول میدهد، خدمات دریافت میکند. بر این اساس، مدرسه غیردولتیای که ۳۰ میلیون شهریه دریافت میکند، موظف به ارائه خدمات آموزشیِ باکیفیت مانند مدرسهای که ۶۰ میلیون دریافت میکند، نیست. بنابراین ساختار آموزش طبقاتی در بخش خصوصی آموزش کاملاً پذیرفته شده است و امری طبیعی جلوه داده میشود.
این روایت یک فرامتن جدی را در اظهارنظر احمدمحمودزاده حمل میکند و آن این است که آن دسته از خانوادههای کمدرآمد که در مدارس غیردولتی ثبتنام میکنند، نهتنها سرانه دانشآموزی ۳۰ میلیون تومانی دولت در مدارس دولتی را دریافت نمیکنند؛ بلکه خودشان هم باید برای تحصیل فرزندشان در این مدارس هزینه کنند و وارد رقابتی میشوند که از پیش شکست خوردهاند. در این روایت، مدارس غیردولتی نهتنها کمکی به عدالت آموزشی نمیکنند؛ بلکه با ایجاد شکاف، همواره طبقه برخوردار برنده خواهد بود و دهکهای پایین درآمدی با وجود هزینهکرد در بخش غیردولتی نیز همواره شکست خوردهاند.
