» روزنگار » مدرسه و دانشگاه ایرانی باید بی‌قرار استقرار «عدالت» باشد/ بازخوانی مسئله تعلیم‌وتربیت به‌مثابه امری فراراهبردی در پیام بازگشایی مدارس و دانشگاه‌های رهبر انقلاب
روزنگار - یادداشت

مدرسه و دانشگاه ایرانی باید بی‌قرار استقرار «عدالت» باشد/ بازخوانی مسئله تعلیم‌وتربیت به‌مثابه امری فراراهبردی در پیام بازگشایی مدارس و دانشگاه‌های رهبر انقلاب

مهر 21, 1405 80187

تحریریه روزنگار- جامع | رقیه فاضل، عضو هیئت علمی دانشگاه:

پیام رهبر انقلاب در بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها، فراتر از یک پیام آغازین برای مهرماه است؛ هم نگاه رهبر شهید انقلاب و هم رهبر انقلاب به تعلیم‌وتربیت به مدرسه و دانشگاه، از یک منظر متعالی و از یک فلسفه سیاسی عمیق،  دقیق و یک الهیات سیاسی بلند شده است. ما در ادبیات رهبر انقلاب در پیام روز ۱۲ اردیبهشت، روز معلم و کارگر امسال، مشاهده کردیم که ایشان بر علم و عمل که افسران آن معلمان و کارگران هستند، تأکید کردند و آنان را دو بال پیشرفت جمهوری اسلامی ایران دانستند. بنابراین، ایشان لازم دانستند مردم مبعوث در خیابان هم در مدیریت و مدیریت دانشگاه وارد شوند. به نظر می‌آید این ادبیات، ادبیاتی وزین، محکم و دارای ابعاد و ریشه‌های عمیق حکمرانی باشد که با ادبیاتی که نئولیبرال‌ها می‌خواهند مدرسه را به سمت خصوصی‌سازی حرکت بدهند و مدرسه را با فاصله از مردم تعریف کنند، فاصله‌ای معنادار دارد.
حضور مردم مبعوث در مدرسه که مورد تأکید رهبر انقلاب بوده است، اهمیت بسیار دارد. در این خصوص، هم‌اکنون نیز طرح‌هایی وجود دارد، مخصوصاً در ادبیاتی که دولت در پیش گرفته است، در راستای هیئت‌امنایی کردن مدارس. مردم خیابان از اینکه در مدرسه حضور فعال داشته باشند، استقبال می‌کنند و کیفیت‌بخش‌اند؛ اما در مدرسه عمومی و دولتی. بستر اجرای چنین طرح‌هایی نباید در الگوهای کهنه غربی با ظاهر نو گنجانده شود. مسیر پیام‌های رهبر انقلاب در مورد علم، معلم و مدرسه را که دنبال می‌کنیم، به پیامی می‌رسیم که ایشان پس از تأکید بر جهت‌گیری سیاست‌های دولت حول اقتصاد مقاومتی، پس از تأکید بر دلارزدایی، پس از تأکید بر مداخله مردم در اقتصاد و پس از تأکید بر رونق تولید، اشاره می‌کنند که دشمن عامدانه می‌خواهد جهت فکری ملت ما را به سمتی ببرد که مردم احساس کنند پیشرفت و آبادانی در تبعیت از آمریکا و نظم آمریکایی است. ایشان اما در اینجا بر ضرورت ابتکار برای پیشرفت تأکید می‌ورزند و روشن می‌کنند که به‌جای اینکه در یک دوگانه عقب‌ماندگی و نظم آمریکایی بخواهیم یکی از این‌ها را انتخاب کنیم، محتاج ابتکار هستیم. ایشان در همان نقطه، تعلیم‌وتربیت را متوجه دولت می‌کنند و تأکید می‌کنند که تعلیم‌وتربیت یک حوزه فراراهبردی است؛ یعنی دیگر راهبردها باید با تعلیم‌وتربیت تنظیم شوند. بر این اساس، اگر می‌خواهیم سیاست‌های اقتصادی، سیاست‌های کشاورزی، سیاست‌های صنعتی و سیاست‌های شهرسازی و… را تنظیم کنیم، آن ارزش اساسی که باید بر اساس آن سیاست‌ها را نقد کنیم، تعلیم‌وتربیت است. غایت حاکمیت دینی، تربیت است.

 

مدرسه و دانشگاه سیاسی برای پیشرفت خود آرمان و رویا دارد

در پیام بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها، رهبر انقلاب بر چند نکته تأکید می‌کنند. به یک معنا، ایشان می‌گویند: علم نیامده است فقط عالم را توصیف کند؛ ما نیامده‌ایم فقط با فیزیک، قوانین فیزیکی عالم را توصیف کنیم و قوانین شیمی را در عالم توصیف کنیم؛ ما آمده‌ایم بعد از توصیف عالم، مسیر عالم را تغییر داده و به سمت عدالت حرکت دهیم. در این معنا، علم متحول‌کننده است. در این پیام، ایشان بر این نکته صحه می‌گذارند که در مدرسه و دانشگاه باید دانش‌آموز و دانشجوی ما بی‌قرار «عدالت» باشند. ابتدای پیام نیز از دانش‌آموزان شهید و امام شهید یاد می‌کنند و تأکید می‌کنند که اندوه از دست دادن شهدا می‌تواند به ما کمک کند. این تعبیر حاکی از آن است که دانشگاه آرمان لازم دارد، عاطفه لازم دارد، اندوه و شادی لازم دارد. کسانی که به‌دنبال سیاست‌زدایی از مدرسه هستند، کسانی که معتقدند در مدرسه و دانشگاه لازم نیست با حرف سیاسی و روایت تاریخ سیاسی این ملت، فضا را آلوده کنیم، کسانی هستند که می‌خواهند آرمان را از مدرسه و دانشگاه ما بگیرند. اگر آرمان از علم گرفته شود، علم به پوچی خواهد رسید.

علم، معنویت و عدالت؛ سه ضلع تربیت انسان

در بخش دیگری از این پیام رهبر انقلاب، خودافزایی را نقد می‌کنند. به این معنا که ما به فضای علمی وارد نمی‌شویم که صرفاً علم خود را افزایش دهیم؛ ما به مدرسه نباید صرفاً برویم که علم خود را زیاد کنیم، بلکه آمده‌ایم که خودمان را زیاد کنیم. آمده‌ایم که نسبت خودمان را با خالق محکم کنیم؛ یعنی مدرسه همراه با معنویت، دانشگاه همراه با معنویت. آمده‌ایم پیوند محکمی با خلق برقرار کنیم. یعنی اگر ما در مدرسه نتوانیم با خلق و مردم پیوند برقرار کنیم، اگر مدرسه در حال ایجاد شکاف اجتماعی باشد، اگر مدرسه ما به سمت عدالت حرکت نکند و اگر مدرسه تبعیض را زیاد کند، این مدرسه و این علم نتوانسته‌اند پیوند دانش‌آموز و دانشجو را با خلق به سرانجام برسانند.

 

اعطای قدرت به مردم اصل محوری مردم‌سالای دینی در فلسفه سیاسی جمهوری اسلامی است

پیام رهبر انقلاب برخاسته از فلسفه سیاسی جمهوری اسلامی، فلسفه سیاسی ما و مردم‌سالاری ماست. اگر قرار است مردم سالار باشند، مردم باید قدرت داشته باشند. مردم با علم به قدرت می‌رسند. اگر قرار است استقلال را دنبال کنیم، مردم باید توانمند باشند و روی پای خودشان بایستند. بنابراین، باید اهل ابتکار باشند.
پس از پیام رهبر انقلاب، سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، خاطره پیام امام خمینی(ره) در سال ۱۳۵۸ برای تشکیل نهضت سوادآموزی در ذهنم یادآوری شد. حضرت امام(ره) در آن پیام فرمودند: «ما می‌خواهیم به سمت استقلال برویم، پس حتماً به دانش نیاز داریم و حتماً گام اول دانش، سواد است.» با این وصف، اگر می‌خواهیم مردم‌سالاری دینی صرفاً یک شعار نباشد، باید به مردم قدرت داد. حاکمیتی که ادعای مردمی بودن دارد و ادعای دموکراسی دارد، باید به‌دنبال تربیت، اخلاق و تقوا باشد. اگر بدون دغدغه‌های تربیتی شعار مردم بدهیم، مردمی که قدرت ندارند و مردمی که تشخیص ندارند، حتماً بازار بر گرده مردم سوار می‌شود. رسانه بر گرده مردم سوار می‌شود و ظاهرش خواست مردم است، اما دیگر مردم‌سالاری نیست.
بنابراین، ماجرا این است که اگر می‌خواهیم به سمت مردم‌سالاری دینی برویم، راهی جز تأکید بر تعلیم‌وتربیت نداریم؛ تربیتی که دغدغه سیاست دارد، دغدغه عدالت دارد، دغدغه توحید دارد و مردم را به سمت مهارت سوق می‌دهد. با این اوصاف، به نظر می‌رسد آن چیزی که ما در مدرسه و دانشگاه به دنبالش می‌گردیم، بی‌نسبت با خیابان نیست. مردم مبعوث نمی‌توانند شب‌ها در خیابان باشند و یک آرمان سیاسی را دنبال کنند و در روز نیز در مدرسه و دانشگاه سرگرم باشند. اگر خیابان جهت سیاسی و تشخیص دارد، تشخیصش را از مدرسه و دانشگاه می‌گیرد. بنابراین، تکریم علم، تکریم فضای علم، تکریم حرمت علم، تکریم مردم‌سالاری و توحید است. از طرفی، هر آنچه که مردم ما را در تنگنای اقتصادی قرار دهد و باعث شود مردم برای درآوردن یک لقمه نان حلال سه‌شیفته کار کنند، به معنای کرامت‌زدایی از مردم است؛ دیگر آن‌ها فرصت فکر کردن و عمل سیاسی نخواهند داشت. باید در مسئله حضور در خیابان‌ها و عمل سیاسی، یک بازاندیشی جدی صورت گیرد.

 

نسبت علم و عدالت محوریت حرکت سیاسی مردم است

برخی مدارس که نام مذهبی را یدک می‌کشند و گمان می‌شود که تربیت را به‌خوبی را پیش می‌برند، اگر نتوانند استقلال، بی‌قراری برای عدالت و… را به دانش‌آموزان منتقل کنند، مدرسه اسلامی واقعی نخواهند بود. حضرت امیرالمؤمنین هنگامی که برخی مردم برای بیعت نزد ایشان می‌آیند، یک نسبت ویژه میان علم و عدالت برقرار می‌کنند که باید شعار اصلی مدرسه و دانشگاه ما نیز همین باشد. ایشان می‌فرمایند: «اگر این‌ها نبود، من خلافت را نمی‌پذیرفتم.» نسبتی که بین علم و عدالت برقرار می‌شود و نسبتی که میان علم و بی‌قراری مطرح می‌شود، همان معنای حرکت است. ما باید به سمت مدرسه‌ای حرکت کنیم که در آن، تشکل دانش‌آموزی رشید باشد و در سطحی که می‌تواند، موضع خود را بیان کند. تشکل دانشجویی نیز باید در دانشگاه کرامت داشته باشد و از حرمت برخوردار باشد. اگر ما جریان‌های دانش‌آموزی و دانشجویی را از مدرسه و دانشگاه بگیریم و صرفاً دانش‌آموز و دانشجو را مصرف‌کننده علم در زمان کلاس درس در نظر بگیریم، آرمان و حرکت را از آن‌ها خواهیم گرفت.
هوشیاری مردم خیابان باید سرریز شود در مدرسه و دانشگاه. جوانان ما که از اسفندماه ۱۴۰۴ تا روزهای مهرماه در خیابان بوده‌اند، بصیرت سیاسی پیدا کرده‌اند. مدرسه باید محل تعالی و تعمیق آموزه‌های خیابان باشد. باید میان روز و شب زندگی مردم نسبت برقرار شود. نباید در روز، دانش‌آموز و دانشجوی ما فارغ از دغدغه‌های کلان باشد و در شب، در خیابان، در اوج دغدغه‌های کلان سیاسی و منطقه‌ای قرار بگیرد. دستور رهبری مبنی بر حضور مردم مبعوث در مدیریت مدارس، کار جدی فعالان حوزه تعلیم‌وتربیت است. معلمان، والدین و جریان تعلیم‌وتربیت کشور باید برای تحقق این امر تلاش کنند. یکی از جهت‌گیری‌های جدی ما، مسئله مدرسه و دانشگاه است و خیابان باید حول ماجرای علم و تعلیم‌وتربیت حوصله کند.

مردم مبعوث و لزوم هویت‌بخشی به پیوند محله و مدرسه در مسیر تحقق عدالت آموزشی

یکی از عرصه‌هایی که امام شهید ما برای تحقق عدالت آموزشی مطرح می‌کردند، کیفیت‌بخشی به مدرسه دولتی بود. آن نقطه اساسی باید مدرسه دولتی باشد. یکی از بسترهای حضور در مدارس، هویت‌بخشی به پیوند مدرسه و محله است. مدرسه دولتی در پیوندی عمیق با محله می‌تواند بسیاری از امکاناتی را که مدرسه غیردولتی با شهریه تأمین می‌کند، در داخل مدرسه و با هویت خودش ایجاد کند. بنابراین، امکان توانمند کردن محله در پیوند با مدرسه حقیقتاً وجود دارد و باید آن را به‌صورت جدی دنبال کرد.

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

امتیاز 5.00

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×