نـــاتمامی برای بـــهروز
#مکتب_وطن- جامع:
«بهروز در قله بود.» کلماتی که به آسانی رزمندگان و فرماندهان خرمشهری خرج نمیکنند. در هزینهکرد اقتصادی کلمات او با حفظ تمام استانداردها، در شمار شهدای شاخص خرمشهر و کشور است. همهفنحریف بود. در جبهه اسمش را شکارچی تانک گذاشتند و خالق تابلوی معروف «به خرمشهر خوش آمدید، جمعیت ۳۶ میلیون نفر» و «این شهر به خون شهدا مطهر است، با وضو وارد شوید» است. شهید بهروز مرادی. بهروز از روزهای اول دفاع مقدس تا خرداد سال ۱۳۶۷ در جبهههای دفاع خرمشهر، دوربین، قلممو و اندیشه سیاسیاش را وقف کرده بود. پدر و برادرش پیش از او در خرمشهر شهید شدند. دوربین آوینی نیز بهروز را دوست داشت. نهایت کاریزما بود بهروز. در معرفیاش در مستندهای آوینی خود را «فرهنگی» معرفی میکند. در مدرسه بازرگانی خرمشهر همکلاس محمدعلی جهانآرا بود. روزهای نهضتاش با جهانآرا، دشتی و دیگر بچههایی که همگی شهیدان خرمشهر شدند، گذشت. در نبرد با تجزیهطلبان خلق عرب در ابتدای انقلاب، نقش برجسته داشت. معلم شد و در نوشتههایش معلمی را اینطور برای خود کرد: «برای بچههای شهرم تصمیم گرفتم معلم شوم و خدمت کنم.»
بهروز اندیشهای کامل در حرکت سیاسی داشت. پیش از جنگ هشتساله از اولین نفراتی شد که خبر تحرکات بعث در خرمشهر را به جماران و امام خمینی (ره) رساند. در اسناد مکاتبات دفاع مقدس، روزهای ابتدایی جنگ نام یک رزمنده جوان هنرمند بیش از همه به چشم میخورد؛ بهروز مرادی، نامهای به فرمانده وقت سپاه خوزستان، علی شمخانی.
«ما مسئولیم»، «ما وظیفه داریم» و «خطر اصلی ما خطر فرهنگی است». این سخنرانی بهروز است در مسجد جامع خرمشهر. تنها چند روز پیش از شهادت. بهروز در غایت موجودیت یک معلم است؛ آینده را میشناسد، از خطر فرهنگی برحذر میدارد، خود را نه تنها مسئول بلکه در یک مبارزه دائمی در میدان هویتیاش میداند و فراموشی روزهای گذشته بر وطن و خرمشهر را نهیب میزند.
ناتمامی برای بهروز؛ یعنی او که در قله یک معلم است باید در چرخه تربیت معلم کشور به عنوان یک الگوی پیشبرنده، در حرکت، عدالتخواه، عدالتپرور و آگاه به زمانه به کار افتد. جنگی سوم بر ما تحمیل شد، از جنس همان جنگی که بر بهروزِ خرمشهر تحمیل شد. رواست که پرسیده شود؛ سازوکارهای کنونی جذب معلم به دنبال بهروزها هستند و یا صرف نمره بالای علمی و تعهدی که لنگ میزند برای معلمی کافی است؟ در جایزههای معلم و رویدادهایی اینچنین، آیا بهروزها و پژمانها (حسین بابری) برگزیده میشوند و یا انتخابها در نهایت تقلیل به تجلیل از معلمانی با کنشگری یادگیری صرف میرسد؟
