دکتــرین شــوک/ سرمایهداری فاجعهمحور چگونه از بحران جمعی برای پیشبرد اهداف خود سود میبرد؟
تحریریه فرهنگوتربیت- جامع:
«سیاستمداران و اقتصاددانانِ طرفدار بازار آزاد بهویژه پیروان مکتب شیکاگو و میلتون فریدمن، از بحرانها و فاجعهها برای پیشبرد برنامههای خود استفاده میکنند.» این حرف اصلی نائومی کلاین در مستند «دکترین شوک» است. او در این مستند نشان میدهد که در سرمایهداری فاجعه وقتی یک جامعه دچار یک «شوک» بزرگی مثل جنگ، کودتا، حمله تروریستی و… میشود، مردم به دلیل ترس و گیجی، توان مقاومت ندارند. در این لحظه، دولتها قوانینی را تصویب میکنند که در شرایط عادی مردم هرگز با آنها موافقت نمیکردند؛ مثل خصوصیسازیهای گسترده و کاهش خدمات رفاهی.
این مستند در مثالهای تاریخی مختلف اجرا و نتیجهی سیاستهای دکترین شوک در کشورهای مختلف را به تصویر میکشد؛ شیلی (۱۹۷۳) که با اصلاحات شدید اقتصادی همراه شد که توسط دانشآموختگان شیلیتبار دانشگاه شیکاگو، انجام گرفت. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استفاده از شوک اقتصادی برای خصوصیسازیهای ناگهانی در روسیه. توفان کاترینا در آمریکا، در حالی که مردم درگیر ویرانی خانههایشان بودند، سیستم آموزشی عمومی در نیواورلئان به سرعت به بخش خصوصی واگذار شد و جنگ عراق، با استفاده از حمله نظامی (شوکِ نظامی) برای بازسازی اقتصادی این کشور بر اساس منافع شرکتهای بزرگ آمریکایی.
چرا بحران فرصت مناسبی برای اجرای سیاستهای سرمایهداری با ایدهٔ فاجعهمحور است؟
عبور از سد مقاومت دموکراتیک
در شرایط عادی، اگر دولتی بخواهد تصمیمی بگیرد که به ضرر عموم یا به نفع طبقهای خاص باشد (مثلاً خصوصیسازی آموزش)، مردم اعتراض میکنند، رسانهها نقد میکنند و مورد پرسشهای فراوانی در بدنه نخبگانی و عمومی قرار میگیرند؛ اما در زمان بحرانهایی مانند جنگ، جامعه دچار نوعی درماندگی آموختهشده میشود. مردم و بخشی از بدنه تصمیمگیران آنقدر درگیر بقا و فاجعه هستند که توان فکر کردن به سیاستهای کلان را ندارند. این همان جایی است که جامعه فلج میشود و بهترین فرصت برای «تصمیمات بزرگ» فراهم میگردد.
تئوری لوح سفید
میلتون فردیمن، هایک و تئورسینهای سرمایهداری فاجعهمحور معتقدند: برای اینکه بتوان ساختمان جدیدی (ساختار اقتصادی جدید) ساخت، ابتدا باید ساختمان قدیمی را ویران کرد. بحران، جامعه را به یک لوح سفید تبدیل میکند. وقتی مردم در شوک هستند، حافظه جمعی و مقاومتهای قبلیشان موقتاً از کار میافتد. در این حالت، جامعه مانند بیماری است که تحت شوکالکتریکی قرار گرفته و میتوان هر برنامهای را روی آن نصب کرد.
فوریت به جای اولویت
در زمان بحران، همهچیز با برچسب «اضطراری» پیش میرود. شعارها معمولا این است: «وقت نداریم و در شرایط کنونی این بهترین تصمیم است.» این سرعت، امکان هرگونه مشورت، گفتگو با بدنهی کارشناسی، نخبگانی و نظارت عمومی را سلب میکند. بنابراین، فلج شدن فرآیندهای دموکراتیک، مناسبترین حالت برای کسانی است که میخواهند جراحیهای دردناک اقتصادی یا سیاسی انجام دهند.
مستند «دکترین شوک» بر اساس کتابی به همین نام بهنویسندگی نائومی کلاین و به کارگردانی مایکل وینترباتم و مت وایتکراس است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
در سایت بخوانید.
