شـطرنـجِ جـغرافـیا/ چگونه مصر با ملی کردنِ کانال سوئز به امنیت، رفاه عمومی و دیپلماسی خود اضافه کرد؟
مکتب وطن- جامع:
«کانال سوئز ملی شد.» خبری که در پنجشنبه ۲۶ جولای ۱۹۵۶ توسط رئیسجمهور مصر، جمال عبدالناصر، اعلام شد. تصمیمی که علیه حضور بیقاعده بریتانیا، فرانسه و سوءاستفادههای رژیم صهیونیستی علیه فلسطین گرفته شد. ملی کردن حاکمیت کانال سوئز یعنی خارج کردن کنترل این آبراههی بین المللی، از دست شرکتهای تحت نفوذ بریتانیا و فرانسه و بازگشت سرمایه و اعمال قدرت سیاسی و اقتصادی آن به دولت مصر. این مقاومت و تصمیم ملی جمال عبدالناصر که از منادیان اصلی استقلال ملل عربی بود، منجر به یکی از مهمترین جنگها علیه جبهه غرب و رژیم صهیونیستی در خاورمیانه شد.
«جنگ سوئز.» اعلام حاکمیت مصر بر آبراههی بینالمللیاش که از مهمترین مسیرهای دریایی جهان بود، کابوسِ ملی شدن نفت ایران را برای انگلیس یادآور شد، آمریکا را به طمع بلعیدن یک لقمهی چرب در خاورمیانه فراخواند و فرانسه را از اختلافاتش با انگلیس منصرف کرد تا موقعیت تاریخیاش در مصر حفظ شود و رژیم صهیونیستی نیز برای گذار امن به بیرون از جهان اسلام به این جنگ اضافه شد. جبهه غرب با تمام توان در برابر حق حاکمیتی ملت مصر به میدان آمد. جمال عبدالناصر در نخستین لحظات سخنرانی خود درباره ملی کردن کانال سوئز گفت: «مردمان ما چونان انسانی واحد خواهند ایستاد تا در برابر رفتارهای فریبکارانه امپریالیستی مقاومت کنند. ما هر کار بخواهیم خواهیم کرد. وقتی تمام حقوق خود را اعاده کردیم، قویتر خواهیم شد، تولیدمان فزونی خواهد یافت. ما این تصمیم را برای بازگرداندن بخشی از افتخارات گذشته و حفاظت از عزت و سربلندی ملی خود گرفتهایم.»
مصر، رهبر و مردمانش در یک لحظه تاریخی، به اهمیت جغرافیای ژئوپلیتیک و سیاسی خود پی بردند و وارد نبردی سخت با کشورهای تا دندان مسلح غرب و رژیم اشغالگر قدس شدند. این ایستادگی، قدرت چانهزنی مصر را در جهان به سطحی بیسابقه رساند. درآمد ارزی حاصل از عوارض عبور کشتیها، افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی مصر، تبدیل شدن کانال به یک اهرم دیپلماتیک در برابر قدرتهای جهانی، و کمک به توسعه مناطق اطراف کانال و زیرساختهای لجستیکی کشور، بخشی از دستاوردهای جنگ سوئز و ملی کردن این کانال برای ملت مصر بود.
جنگ سوئز با هدف سرنگونی جمال عبدالناصر و بازگرداندن کنترل سوئز به بریتانیا و متحدانش، توسط کشورهای انگلیس، فرانسه، آمریکا و رژیم صهیونیستی بر مصر تحمیل شد. اما بریتانیا و متحدانش به خواسته خود در این جنگ نرسیدند و کانال سوئز برای همیشه به اهرمی دیپلماتیک، برقرارکننده امنیت پایدار و رفاه برای ملت مصر تبدیل شد. نظمگذاری و قاعدهگذاری بر کانال سوئز، جایگاه مصر را بهعنوان کشوری استراتژیک تثبیت کرد و به حضور رسمی بریتانیا در خاورمیانه پایان داد.
ایرانِ امروز نیز در سومین جنگی که بر جغرافیایش تحمیل شد، با همان جغرافیای ژئوپلیتیک و حفظ تنگه هرمز که با مقاومت مردمانش همراه شد، دشمن صهیونیستی-آمریکایی را به عبرتآموزیای دیگر راهنمایی کرده است. تنگه هرمز که هماکنون با حاکمیت مطلق ملی ایران همراه شده است و در انتظار تثبیت نظمگذاری و قانونگذاری در آبهای سرزمینیاش است؛ به عنوان یکی دیگر از الگوهای مقاومت ملی در برابر امپریالیسم جهانی در حال ثبت شدن در تاریخ است و شکستی دیگر را بر جبههی غربی-صهیونی و متحدانشان تحمیل کرده است.
