دیپلماسی مــیناب/ میناب، پارادایم جدید ایران در تقابل با رژیمهای متجاوز در سیاست خارجه
مکتب_وطن- جامع:
«پرواز میناب ۱۶۸»؛ کد پروازی که قدرت دیپلماسی جدید ایران را وارد ادبیات سیاسی جهان کرد. یک اقدام هوشمندانه در مسیر مذاکره با کشوری که با یادآوری نام مدرسه میناب، رسوایی تاریخیاش هر بار تازه میشود. شلیک دو موشک فوقپیشرفته تاماهاک، نه به یک مرکز نظامی، بلکه به یک مدرسه و شهادت ۱۶۸ دانشآموز و معلم، زادگاه پارادایمی به نام «دیپلماسی میناب» شد. این جنایت آمریکا که یادآوریاش بغض آزادیخواهان جهان را میترکاند، امروز تثبیتکننده ندای مظلومیت ایران و آغازگر دیپلماسی محکومسازی دائمیِ آمریکا و رژیم نامشروع صهیونیستی است.
ژاپن پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، اگرچه مسیر وابستگیاش به غرب تغییر نکرد، اما زخم خود را به یک هویت ملی ماندگار بدل کرد. امروزه بازدید از موزههای هیروشیما و ناکازاکی، بخش جداییناپذیر پروتکلهای رسمی مقامات سیاسی در سفر به ژاپن است. حضور باراک اوباما در سال ۲۰۱۶ در هیروشیما، نشاندهنده قدرت ژاپن در ادبیاتسازی جهانی علیه این جنایت بود. اگرچه رئیسجمهور وقت آمریکا بابت فاجعه اتمی دولت آمریکا در دورهٔ ریاست جمهوری ترومن عذرخواهی رسمی نکرد، اما ناچار شد با ادبیاتی سیاسی، استفاده از سلاح هستهای علیه بشریت را محکوم کند؛ این یعنی موفقیت ژاپن در زنده نگه داشتن یک مطالبه تاریخی.
نظام ارزشی جمهوری اسلامی با عبور از مدل وابستهٔ ژاپن، در استقرار دیپلماسی میناب باید از ادبیات قدرت در عرصههای دیپلماسی فرهنگی و سیاسی تمامقد دفاع کند. جنایت میناب باید در اذهان دنیا بیدار بماند تا هر مذاکره با ایران، یادآور یک جنایت جنگی بزرگ در کارنامه سیاه آمریکا باشد.
در کنار سیاست خارجی، «دیپلماسی فرهنگی» ایران از آموزشوپرورش تا دانشگاهها، سینما و هنر باید در تولید قدرت نرم و تبدیل فاجعه میناب به یک «غم مشترک» در حافظه تاریخی آزادیخواهان جهان فعال باشد. تجربه تلخ عدم هویتسازی بینالمللی از بمباران مدرسه «شهید حمدالله پیروز» بهبهان با ۷۴ شهید دانشآموز و معلم توسط رژیم بعث صدام – با پشتیبانی استکبار جهانی-، هشداری است که دیگر نباید در عرصهٔ دیپلماتیک تکرار شود. «پرواز میناب ۱۶۸»، نقطه آغاز دیپلماسی قدرتمند ایران در محکومیت استکبار جهانی است.
