بازگشت به خویشتنِ سیاسی/ بازخوانی مانیفست علم متعهد و تربیت سیاسی در اندیشه شهید باهنر
مدرسه جنگ- جامع:
«متخصص غیرسیاسی عملاً در خدمت استعمار است.» این یکی از صدها جمله او در اندیشه سیاسیوتربیتیاش است. شهریور ۱۳۵۹ امام خمینی (ره) دستور تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را صادر میکنند و شهید محمدجواد باهنر در این ستاد مأمور میشود. مأموریت این بود: «تصفیه و بازسازی نظام آموزشی.»
اولین روز از تشکیل این ستاد همراه بود با ارائه نظام ارزشی انقلاب اسلامی در علم متعهد و آموزش سیاسی. باهنر با تجاربی کلیدی در تألیف محتوا و کتب درسی قبل از انقلاب، یک سخنرانی مهم با عنوان «انقلاب فرهنگی و آموزش ایدئولوژیک» را به فرآیند اسلامیسازی دانشگاهها در ستاد انقلاب فرهنگی پیشکش میکند. در تحلیل روند اسلامی شدن دانشگاهها و تحول فرهنگی، معتقد بود که سه رویکرد یا نگاه کلی در جامعه و میان نخبگان وجود دارد. ایشان با کالبدشکافیِ سه نگاه، در نهایت دیدگاه مبنایی انقلاب فرهنگی را در امر آموزش تبیین کرد.
آیا انقلاب فرهنگی به دنبال تغییرات ظاهری در ساحت علم بود؟
نگاه قشری و سطحی (تغییرات ظاهری): در این نگاه، اسلامی شدن دانشگاه صرفاً در مسائل پوستهای و فیزیکی خلاصه میشد. طرفداران این نگاه معتقد بودند اگر تفکیک جنسیتی صورت بگیرد، شعائر مذهبی در محیط دانشگاهی اجرا شود یا نمازخانهها آباد شوند، دانشگاه اسلامی شده است. شهید محمدجواد باهنر این نگاه را لازم اما بسیار ناکافی میدانستند و معتقد بودند این کارها «اصلِ ماجرا» نیست و نباید در همین سطح متوقف شد.
حذف و انزوای علم؛ نگاهی افراطی به انقلاب فرهنگی
این نگاه، علم مدرن و دانشگاه را کلاً محصول غرب و «ابزار طاغوت» میدید. قائلین به این دیدگاه معتقد بودند دانشگاه با ساختار فعلیاش اصلاً اصلاحشدنی نیست و باید علم کلاسیک و مدرن را کنار گذاشت و کلاً به روشهای سنتیِ محض بازگشت. آنها دانشگاه را در تقابل کامل با حوزه و دین میدیدند. محمدجواد باهنر با افراطی دانستن این نگاه، جدیترین مخالفت خود را نسبت به آن ابراز کرد و آن را باعث عقبماندگی کشور و انزوای اسلام میدانست.
انقلاب فرهنگی بهدنبال تغییر در جهانبینی علم
تغییر در جهانبینی در محتوا و بنیادین: این نگاهی است که شهید باهنر به عنوان انقلاب فرهنگی واقعی از آن دفاع میکرد. در این دیدگاه، اسلامی شدن یعنی تغییر در جهتِ علم. یعنی فیزیک، شیمی، پزشکی و مهندسی باید تدریس شوند، اما با یک «جهانبینی توحیدی». در این نگاه، علم دیگر ابزاری برای فخرفروشی یا استعمار نیست، بلکه ابزاری برای شناخت خلقت خدا و خدمت به مستضعفان و توجه به نیازهای جامعه است.
باهنرِ شهید بر این باور بود که چه در پذیرش دانشجو و چه در تربیت او باید نگاه متعهد و خدمت به جامعه اسلامی مورد توجه باشد: «ما پزشک، اقتصاددان، مهندس و… متعهد میخواهیم. ما نمیخواهیم یک مکانیک فقط مکانیک بار بیاید. ما کسی را میخواهیم که احساس وظیفه کند، احساس مسئولیت کند. مهندس راه و جادهی ما در نظام فکریاش باید محرومیتزدایی از خطوط جادهای روستاهای کشور دغدغهاش باشد. علم بدون تعهد در جامعه اسلامی هیچ معنایی ندارد و متخصصِ بدونِ دردِ مردم به درد جامعه اسلامی نمیخورد. علم متعهد یعنی علمی که هدفش صرفاً کشف حقیقت در آزمایشگاه نیست؛ بلکه هدفش رهایی مستضعفین و استقلال کشور است.»
ایشان علمی را که به درد حل مشکلات مردم ستمدیده نخورد، وبال گردن میدانستند. در این راستا عنوان میداشتند که اگر جامعه به یک رشته علمی نیاز دارد، نخبگان جامعه باید خود را موظف بدانند که برای انجام دادن واجب کفایی خود به سمت نیاز کشور بروند و خدمت کنند. واجب کفایی در این زمینه به این معناست که اگر جامعه اسلامی به یک رشته علمی نیاز دارد، لازم است دانشجویان و دانشآموزان تا زمانی که آن نیاز در حد کافی برطرف شود، به سمت آن حرکت کنند. علم متعهد از یک عمل به واجب کفایی میگوید که در نهایت در خدمت خیر عمومی است.
در این نگاه، دانشگاه اسلامی جایی است که در آن «تخصص» با «تعهد» گره میخورد و خروجی آن همان پزشک سیاسی و دانشمند متعهد است. ایشان معتقد بودند: «ما باید روح حاکم بر دانشگاه را عوض کنیم. اسلامی کردن دانشگاه به معنای دور ریختن علم نیست؛ بلکه به معنای این است که علم را از اسارت فرهنگ غرب نجات دهیم و آن را در خدمت ارزشهای توحیدی و اسلامی قرار دهیم.»
علم متعهد و جهتدار و بازگشت به خویشتنِ سیاسی
آموزش ایدئولوژیک باید «وحدت در جهانبینی» ایجاد کند. یعنی فیزیک، شیمی و تاریخ هم باید با نگاه توحیدی تدریس شوند تا دانشآموز و دانشجو در همهجا دست خدا و نظم الهی را ببیند و همچنین خود را موظف به مشی و ارادهورزی سیاسی در جامعه کند.
شهید باهنر در تبیین این ضرورت میگوید: «ما پزشک نمیخواهیم که فقط بدن را بشناسد؛ اما نداند چرا مردمش از فقر و استعمار بیمار میشوند. پزشک سیاسی یعنی متخصصی که دردِ جامعه را بفهمد، دشمن را بشناسد و بداند طبابت او بخشی از مبارزهی بزرگ علیه طاغوت است. بهترین دانشمندان اگر فهم سیاسی نداشته باشند، در اندیشه سیاسی اسلام هیچ جایگاهی ندارند؛ انسان در جامعه اسلامی باید به سمت عالم شدن حرکت کند. دانشمند بدون تخصص و بیطرف، همواره در خدمت استعمار است.»
