غیبت نوجوان در قرائت رسمی از جنگ ۱+۱۲ روزه
_ حجةالاسلام محسن قنبریان | ۱۴۰۴/۱۰/۲۹ :
اینکه آنچه اتفاق افتاد فتنهای آمریکاییصهیونی و ادامهی جنگ ۱۲روزه بود، جای تردید ندارد. غیر از حمایت علنی و وعدهی مداخله توسط ترامپ در روزهای اول، اسناد بیشتری هم دارد فاش میشود. اما به یُمن بستهشدن کامل اینترنت و حتی پیامک و استفاده حداکثری از تکگویی رسانههای رسمی، بهخصوص برنامههای متراکم شبکههای متعدد رسانهی ملی، *روایت اغتشاشات در همان فتنه آمریکاییصهیونی و کماندوهای موساد در ایران صورتبندی شد و تمام. اما فقط رهبر انقلاب اسلامی در روز مبعث، از عامل دوم اغتشاشات جدیتر سخن گفت: «نوجوان»!
نوجوانان خامی که با رژیم صهیونیستی و فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند؛ اما تحت تأثير قرارش میدهند، هیجان برایش میسازند. وارد میدان میشوند، شیطنتهایی میکنند که نباید بکنند. اینها پیادهنظاماند. آن سردستهی جاسوس و مرتبط با رژیم، اینها را جمع میکند؛ هر کدامشان ۱۰ نفر، ۲۰ نفر، ۵۰ نفر را جمع میکنند، راهنمایی میکنند که باید بروید اینجا این جنایت را بکنید و متأسفانه میکنند. اینها چند هزار نفر را، بعضی را به شدت غیرانسانی و کاملاً وحشیانه به قتل رساندند. پس رابطه، ۱ به ۲۰ یا ۱ به ۵۰ بین سرپلهای مرتبط با بیگانه و نوجوانانِ هیجانیِ میدان بود که توانست چندهزار نفر کشته هم بگیرد. ظاهراً دستگیرشدگان نیز عمدتاً نوجواناند. اما درصدی از همین نوجوانان آن جنایات عجیب را رقم زدند.
روایت رسمی با غلبهدادن دستهی اول یا عوامل دشمن، از این دستهی دومِ حداکثری به اشاره میگذرد. جالب اینکه در ناآرامیهای ۱۴۰۱ هم با این پدیده هرچند محدودتر و کمی خفیفتر مواجه بودیم. جانشین فرمانده کل سپاه در سال ۱۴۰۱ متوسطِ سِنّی دستگیرشدگان ۱۴۰۱ را ۱۵ سال بیان کرده بود. عجیبتر این بود که یک سال قبل از آن در آبان ۱۴۰۰، «سامانه پایش و آسیبهای اجتماعی دانشآموزان» متعلق به آموزشوپرورش گزارش داده بود که در ۶ سال گذشته میزان خطرپذیری دانشآموزان با رشد سالانه ۵/۱٪ به رشد ۱۰ برابری نسبت به قبل رسیده است. آن گزارش رسمی بیان کرده بود طی ۳سال گذشته، «خشونت» رتبه اول در بین خطرپذیری دانشآموزان است! این واقعیت در اغتشاشات ۱۴۰۱ در خیابانها مجسم شد و دستگیرشدگانِ عمدتاً نوجوان آن را جلوی چشمها آورد.
لکن جای پرداختن به علل و توجه دستگاههای تربیتی و تبلیغی به این آسیب جدی، صرفاً شعارزده با آن مواجه شدیم. اگر هم کسی از این آسیب سخن میگفت، پدیده «سلام فرمانده» و «اعتکافهای دانشآموزی» و… را به سرش کوبیدیم و «سیاهنما» و «غُرزَن» خطابش کردیم!حال آنکه *پدیدههای اجتماعی را باید با هم دید؛ نه انکار آن کرد و نه این!* به خصوص وقتی یکی ولو با درصد جمعیتی کمتر بتواند فتنهای عظیم و خساراتی جبرانناپذیر را موجب شود.
کلیشهسازی از چیزی و غالب ساختن روایتش وقتی با غفلت یا تغافل و فرار از مسئولیت در قبال دیگری باشد، نکوهیده است. چیزی که متأسفانه رویهی دستگاههای فرهنگی، تبلیغی و تربیتی عریض و طویل ما شده است. قطعاً از امتیازات ایران اسلامی یکی جوان و نوجوان آن است. بر اساس پیمایش مرکز تحلیل اجتماعی متا، ۸۵٪ نوجوانان ایرانی از زندگی در ایران اسلامی دارای احساس سربلندیاند. ٪۸۴ حاضرند برای کشور خود مقابل دشمن بجنگند! بیش از ۷۰٪ آنان مایل به مقاومت حتی به قیمت از دست دادن زندگی راحت هستند و پس از جنگ ۱۲ روزه این میل افزایشی هم بوده است. اما در همین پیمایش، این صنف، فقط ۷۵/۴٪ در اعتراضاتِ احتمالیِ ۱۴۰۴، پاسخ «قطعاً شرکت نمیکنم» داده و بقیه پاسخ شرکتِ قطعی یا احتمالی و بیجواب دادهاند.
همان پاسخ زیر ۲ درصدِ «شرکت قطعی» در اعتراضات احتمالی، با همراهی دیگران توانست در چند روز اغتشاش، آسیبهایی به شهرها بزند که در جنگِ ۱۲ روزه اف۳۵ها به خود ندیدند. و بعضاً جنایتهای وحشیانهای بسازند که به نام «داعش در شهر» گوشهای از آن را پخش میکنیم؛ اما در روایت رسمی رویمان نمیشود بگوییم نوجوانان خودمان با سردستگی لیدرهای آموزشدیده چنین کردند! و دوباره دلمان را به معنویت و وفاداری درصد بالای دیگر خوش کرده، سرودهای آنها را کلیشهی غالب نوجوان ایرانی میکنیم تا باز هم نبینیم و از تجربهها درس نگیریم و بالتبع تدبیری جدی نکنیم.
