در دنیای تو مدرسه چه رنگیست؟ / پژوهش هنری-عکاسی «صبا بخشی»، از دنیای کودکان اوتیسم در مدرسه
تحریریه فرهنگوتربیت – جامع:
دنیای کودکان اوتیسم، جهانی متفاوت است که کمتر مورد توجه قرار میگیرد. کودکان اوتیسم بهجهت شرایط متفاوتتر، در مقایسه با دیگر کودکان استثنایی، در کلانشهرها با جمعیت دانشآموزی بیشتر نیز در مدارس استثنایی مخصوص به خودشان در حال تحصیل هستند.
صبا بخشی، دانشجوی کارشناسی رشته عکاسی که مادرش معلم مدرسه استثنایی با گرایش اوتیسم است، موضوع پایاننامه خود را به کودکان اوتیسم با عنوان «در خود مانده» اختصاص داد و موفق شد با کسب بالاترین نمره از آن دفاع کند. صبا بخشی در توضیح موضوع پژوهش خود آورده است:
«این پروژه در مدرسه استثنایی بشارت تهران شکل گرفته است. بیش از دو سال و نیم است که با دوربینم تلاش میکنم به جهان متفاوت کودکان طیف اوتیسم نزدیک شوم؛ جهانی که در نشانههای رفتاری، شیوههای ارتباطی، چهارچوبهای تغییرناپذیر و زبان خاص خود معنا مییابد. نخستین آشنایی من با این کودکان به سال ۱۳۹۰ در همین مدرسه بازمیگردد و از همان زمان نگاه کنجکاوانهام برای شناختنشان شکل گرفت. در این مسیر تنها عکاس نبودم؛ شنیدم، با خانوادهها و معلمانشان گفتگو کردم، منابع علمی و هنری را مطالعه کردم و حتی دوربین را به دست خودشان سپردم تا جهان را از زاویه نگاهشان تجربه کنم. این مجموعه حاصل تجربه زیسته من در کنار آنان است؛ تلاشی برای بازنمایی زیباییهای پنهان در شیوه خاص بودنشان و دعوتی برای دیدن و پذیرفتن دنیای خودمختار طیف اوتیسم.»
گفتوگوی کامل تحریریه فرهنگوتربیت را با صبا بخشی بخوانید.
چرا مدرسه کودکان اوتیسم را برای موضوع پایاننامهام انتخاب کردم؟
کودکان اوتیسم از لحاظ چهره شبیه بچههای عادیاند. همین باعث میشود در جامعه اگر رفتار غیرطبیعی یا غیرنرمالی از خودشان نشان دهند، یا سرزنش شوند یا کسی نتواند کمکی به آنها کند. چون شناختی از اوتیسم وجود ندارد، واکنشها معمولاً آنها را بدتر به هم میریزد. برای مثال، اگر یک کودک اوتیسمی در فضای عمومی دچار اختلال رفتاری شود، مثل سر و صدا یا خودزنی، اطرافیان میخواهند دستش را بگیرند یا محدودش کنند؛ در حالی که بسیاری از بچهها در شرایط آشفتگی از تماس فیزیکی بدشان میآید و این وضعیت را بدتر میکند. اگر ما اوتیسم و نشانههایش را بشناسیم و بدانیم چطور باید با این بچهها رفتار کنیم، خیلی به خودمان و آنها کمک میشود.
پروژهی من به نوعی برای همین بود: ایجاد یک پرسش در ذهن کسانی که با اوتیسم آشنا نیستند، تا شاید بعدها خودشان پژوهشی جداگانه داشته باشند یا وقتی اسم اوتیسم را شنیدند، پیشزمینهای در ذهنشان باشد.
درک مفهومی مخاطب از کودکان اوتیسم برایم اهمیتی ویژه دارد
مخاطب عکسهای من در ابتدا با کلمهی «در خود مانده» مواجه میشد. همین باعث میشد برای او سؤال ایجاد شود که یعنی چه؟ بعد شروع میکرد به تماشای عکسها؛ تصاویری از رفتارهای متفاوت در یک رنج سنی مشخص و در فضایی که به مرور، مخصوصاً وقتی به مرکز عکسها میرسد، متوجه میشود که با یک مدرسه مواجه است.
رنگ پسزمینه عکسها نیز از سبز شروع میشود و بهتدریج به نارنجی، قرمز، زرد، نخودی، آبی، صورتی و سفید تغییر میکند. این تغییر رنگها برای من نماد طیف اوتیسم بود. بعد از دیدن عکسها و خواندن چکیده پژوهش، مخاطب تازه متوجه میشود که این بچهها چه مشکلی دارند و این عکسها چرا گرفته شدهاند. دوباره به عکسها برمیگردد و دقیقتر نگاه میکند. همین گردش نگاه چیزی بود که من دنبالش بودم.
اوتیسم یک مسئله جهانی است
اوتیسم فقط مسئلهی کشور ما نیست؛ در دنیا هم همینطور است، گرچه در پنج–شش سال اخیر تلاش شده بیشتر شناخته شود. با این حال هنوز به اندازهی سندروم داون شناختهشده نیست. من در ترکیه دوبار شاهد چنین موقعیتی بودم؛ یک بار در فرودگاه و یک بار در فروشگاه. در هر دو بار، مادری با بچهی اوتیسمش کلافه بود چون نمیتوانست او را آرام کند. بچه حرکات تکراری و صداهای غیرمعمول داشت و جمعیتی که اطرافشان بودند، اصلاً نمیشناختند. بهجای اینکه کمک کنند یا حتی بیتفاوت باشند، پچپچ میکردند، میخندیدند یا متلک میانداختند. این برای مادر بچه خیلی آزاردهنده بود.
هدف من ایجاد درگیری ذهنی مردم با جهان کودکان اوتیسم بود
هدف من در این پژوهش این نبود که فقط عکسهایی از بچههای اوتیسم گرفته شود؛ بلکه میخواستم آدمها با دیدن کار درگیر شوند، سؤال برایشان ایجاد شود و بعد به دنبال پاسخ بگردند. اگر حتی یک نفر بعد از دیدن کار من، وقتی اسم اوتیسم را شنید، ذهنش رفت سمت این بچهها و شرایطشان، برای من یعنی هدفم محقق شده است.
