چراغها را من خاموش میکنم / چگونه ناترازی انرژی، نهاد مدرسه را منزوی میکند؟
تحریریه روزنگار- جامع:
تصمیم اخیر هیئت دولت برای آغاز فعالیت مدارس از ساعت ۶ صبح، با هدف مدیریت مصرف انرژی، گرچه در ظاهر اقدامی اجرایی و سیاستی جبرانی تلقی میشود، اما در عمل پیامدهای قابلتوجهی در ساختار آموزشی و تربیتی کشور به دنبال خواهد داشت.
نخست آنکه این تصمیم از یکسانانگاری نهاد مدرسه با سایر نهادهای اداری حکایت دارد؛ گویی مدرسه، صرفاً ساختمانی برای فعالیتهای اجرایی است، نه محیطی تربیتی با مخاطبانی کودک و نوجوان که ویژگیهای زیستی و روانیشان بهطور جدی با چنین زمانبندیهایی در تعارض است. نبود سیاست مشخص برای مواجهه با وضعیتهای اضطراری در آموزش، خود را در چنین تصمیماتی نمایان میکند.
دوم آنکه این تغییر ناگهانی، بیانگر فقدان درک از اقتضائات پیچیده و گسترده نهاد مدرسه است. چطور میتوان انتظار داشت که میلیونها دانشآموز، معلم، خانواده و مدیر مدرسه، بدون آمادگی قبلی، خود را با تغییری چنین بنیادین هماهنگ کنند؟
این رویکرد نشان میدهد که مدرسه همچنان در حاشیه سیاستگذاریها و اقدامات اجرایی قرار دارد و سایر نهادها بدون مشارکت مدرسه و نهاد آموزش برای آن تصمیم میگیرند. و این پرسش اساسی باقی میماند که چرا مدرسه در تصمیمات کلان، از صنعت و دیگر حوزهها کماهمیتتر تلقی میشود؟
همچنین اجرای این تصمیم در روزهای پایانی سال تحصیلی، عملاً منجر به تعطیلی زودهنگام و کاهش کیفیت آموزش در بسیاری از مدارس شده است. مدیریت انرژی ضرورتی ملی است، اما توازن آن با حقوق یادگیری و شأن تربیتی نهاد مدرسه، ضرورتی بنیادینتر است.
