» روزنگار » تصویر کشیدن عدالت در سینما از نگاه شهید آوینی
روزنگار

تصویر کشیدن عدالت در سینما از نگاه شهید آوینی

فروردین 20, 1404 130189

تحریریه روزنگار – جامع:

حسین سرآبادانی، عدالت‌پژوه مرکز رشد دانشگاه امام صادق در یاداشتی نوشت:

«شهید آوینی معتقد بود آن‌که می‌خواهد «دغدغه عدالت» را طرح کند، باید تکنیک سینما را بداند و فهم درست از این دغدغه را در یک زیست عالمانه و مجاهدانه یافته باشد و درعین‌حال از پس سرگرمی و با جذابیت هنری طرح مسئله خود را بیان نماید.»

در سال‌های اخیر در مقیاس جهانی و ملی، گرایش به سینمایی که می‌خواهد دغدغه عدالت را بازنمایی و انعکاس دهد؛ افزایش چشم‌گیری داشته است. نقد نظام سرمایه‌داری و مناسبات اجتماعی برآمده از این نظام اجتماعی، دست‌مایه خلق آثار هنری مختلفی در سرتاسر جهان شده است. آثار متعدد در چند سال اخیر با دغدغه نقد سرمایه‌داری و نابرابری ساختاری برآمده از این نظام اجتماعی است.

سینمای اصیل عدالتخواه، دنبال شعارهای دهان پُرکن یا طرح رادیکال اما شعاری برخی مضامین نیست. آن‌که بتواند یک ایده متمایز و معین را، با پرداخت و عمق بیشتر مطرح کند در تاریخ سینما باقی می‌ماند. سینما، سینما است؛ بنابراین هر ایده و دغدغه‌ای در باب عدالت، با بیان و زبان این مدیوم قابل‌قبول و تأمل است. سینما ساحت سرمقاله ژورنالیستی یا حتی یک کتاب علمی نیست. فیلمساز باید اولاً تکنیک متعلق به دنیای سینما را بلد باشد؛ ثانیاً در زیست و سلوک ذهنی و عینی خود درک والا و منسجمی از دغدغه عدالت داشته باشد.

آوینی هنرمند و درعین‌حال تئورسین سینما بود. سینما را در سه چهره هنر، رسانه و صنعت می‌شناخت و به محدودیت‌های آن اشراف داشت. با دغدغه عدالتخواهانه گروه تلویزیونی جهاد را راه‌اندازی کرد و بعدها بعد از جنگ، در سوره دست‌به‌قلم شد و با الگوی توسعه وابسته مبارزه کرد. او معتقد بود در سینما از پَسِ سرگرمی باید سخن گفت؛ «بنیان جذابیت سینما بر ایجاد و ایهام و اعجاب و تفنن و تلذذ است و نمی‌تواند که نباشد. جذابیت سینما نمی‌تواند بر عواطف انسانی متکی نباشد؛ نمی‌تواند بر آمال و آرزوهای بشری و میل او برای فرار از واقعیت اتکا نکند؛ نمی‌تواند به عشق‌های مجازی نپردازد؛ نمی‌تواند زیبایی‌های ظاهری را فراموش کند؛ نمی‌تواند روابط ساده‌ اجتماعی را دور بریزد؛ نمی‌تواند از سهولت بیان و سادگی پرهیز کند».

آنچه موجب می‌شود، موضع حقیقی فیلمساز نسبت به عدالت را عیان سازد، نسبت او با این پدیده‌های اجتماعی است. این نسبت از درون دوربین و کارگردانی فیلمساز و نگاه او به این پدیده‌ها حاصل می‌شود. نگاه از بالا به پایین و سوژه کردن آدم‌های گرفتار این وضعیت به بهای دیده شدن، نوعی پوپولیسم عیان است. زمانی برخی از چهره‌های مشهور عدالتخواهی معترض بودند که چرا سینمای ایران از میدان ونک به پایین نمی‌آید؟! حال باید بگویم بفرمائید این هم حلبی‌آباد و زورآباد!! آیا قضیه حل شد؟ آیا همین بازنمایی کفایت می‌کند؟ با چه جهت‌گیری فیلمسازان به این جغرافیا گرایش پیدا می‌کنند؟ اگر صرفاً این زیست اجتماعی و آدم‌هایش، سوژه فیلمساز باشد و درک درستی از روابط آن‌ها در کار نباشد؛ تصویر کاریکاتوری از آن‌ها بازنمایی می‌شود.

برای طرح دغدغه‌ عدالت در سینما، باید قصه گفت، شخصیت ساخت، بیش از آن‌که با چراغ سبز نهادهای حاکمیتی، شعارهای کلی و عوام‌فریبانه سر داد. برای بیان قصه و خلق شخصیت هم باید آدم‌های این طبقه را شناخت، با آن‌ها تماس مستقیم داشت و درک‌شان کرد تا امکان نوعی همدلی متعهدانه فراهم آید.

سینما، مردمی‌ترین و جمعی‌‌ترین هنر معاصر است؛ شاید بیش از موسیقی، ادبیات یا نقاشی که مخاطب و سلیقه خاص دارد. برای ارتباط با توده مردم که دغدغه‌شان عدالت است، باید به زبان سینما و با رعایت آداب یک هنرمند عدالتخواه که اولین آن تماس مستقیم با همین مردم است، به خلق اثر هنری فکر کرد؛ در غیر این صورت فیلمی روشنفکرانه، بی‌خاصیت، پُرحرف و تهی از معنا در انتظارمان خواهد بود.

به این نوشته امتیاز بدهید!

امتیاز 3.29

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×