» دانشنامه عدالت » هوم‌اسکولینگ و ناتوانایی‌هایش | چرا آموزش خانگی نمی‌تواند جایگزین نهاد مدرسه شود؟
دانشنامه عدالت - روزنگار

هوم‌اسکولینگ و ناتوانایی‌هایش | چرا آموزش خانگی نمی‌تواند جایگزین نهاد مدرسه شود؟

مرداد 30, 1405 120124

دانشنامه عدالت – جامع: 

خانواده‌ای در تهران چند سال است فرزندانشان را در خانه آموزش می‌دهند. نتیجه، به روایت معلمی که در این پروژه همکاری داشته، دو برادری است که ریاضی و برنامه‌نویسی را در سطحی بالاتر از هم‌سالانشان می‌دانند، اما جغرافیا و تاریخ و زیست‌شناسی را نه؛ و از آن مهم‌تر، هیچ‌کدام یک دوست هم‌سن ندارند. این مشاهده‌ی ساده، تصادفاً همان مسئله‌ای را برجسته می‌کند که ادبیات علمی حوزهٔ آموزش دهه‌هاست درباره‌ی آن بحث می‌کند: مدرسه، مستقل از محتوایی که تدریس می‌کند، چه کارکردی دارد که آموزش خانگی، ساختاراً از تولید آن ناتوان است؟

 

از کارکردگرایی تا برنامه‌درسی پنهان

پاسخ این پرسش را باید در سنتی جست‌وجو کرد که مدرسه را نه محل انتقال دانش، بلکه نهاد بازتولید نظم اجتماعی می‌بیند. دورکیم در تربیت اخلاقی مدرسه را نهادی توصیف می‌کند که همبستگی اجتماعی را مستقل از مادهٔ درسی، از طریق ساختار جمعی خود کلاس بازتولید می‌کند؛ مفهومی که در قالب مقوله «برنامهٔ درسی پنهان» دقیق‌تر می‌شود: صف‌کشیدن، تحمل زنگ تفریحی که کودک انتخابش نکرده، هم‌نشینی اجباری با هم‌کلاسی‌ای که هرگز خودش او را برنمی‌گزید، محصول مستقیم ساختار اجتماعی مدرسه‌اند. کارکرد جامعه‌پذیرکنندهٔ مدرسه، محصول جانبیِ محتوای رسمی نیست؛ محصول حضور جمعیِ ناهمگون در یک فضاست، چیزی که خانه، فارغ از کیفیت آموزشی‌اش، ساختارا فاقد آن است.

ریشهٔ این نگاه در دو هزار سال پیش مطرح شده است. ارسطو در کتاب هشتم سیاست می‌نویسد چون هدف شهر یکی است، «تربیت همهٔ افراد آن باید یکسان باشد»؛ برخلاف رسم رایج که «هر کس فرزندش را به دلخواه خود می‌پرورد»، تربیت باید «به‌نحو عمومی [و یکسان]» انجام گیرد، و حتی اسپارتیان را می‌ستاید که «تربیت را نه امری خصوصی بلکه مسئله‌ای همگانی می‌دانند». نکتهٔ ارسطو صرفاً دفاع از محتوای یکسان نیست؛ او می‌گوید تربیت ذاتا امری است که شأنش عمومی و در نتیجه سیاسی‌ست، نه خصوصی و خود خانواده نقطهٔ عزیمت است، نه مقصد.

 

آمار «آموزشی» چه می‌گوید؟

اگر مسئله صرفاً افت یا رشد نمره بود، شاید می‌شد با داده حلش کرد. میلتون گیتر، محقق این حوزه، در مرور شواهد آمریکایی نشان می‌دهد دانش‌آموزان homeschool به‌طور مداوم ۸۰ درصد یا بالاتر نمره می‌گیرند؛ اما همین گیتر بلافاصله هشدار می‌دهد که وقتی متغیرهای پس‌زمینهٔ خانوادگی (تحصیلات و درآمد والدین) کنترل می‌شود، این شکاف تقریبا ناپدید می‌شود؛ یعنی آنچه نمرهٔ بالا را توضیح می‌دهد، عمدتاً پس‌زمینهٔ مرفه و تحصیل‌کردهٔ این خانواده‌هاست، نه خودِ روش. نتیجه‌ای که از این آمار می‌توان گرفت، دقیقاً پشتوانهٔ تجربی همان استدلال نظری بالاست: اگر برتریِ آموزشیِ هوم اسکولینگ عمدتاً توهمی آماری باشد که با کنترل پس‌زمینه از بین می‌رود، آنگاه محور واقعیِ مناقشه کیفیت آموزشی هم نبوده و باز، به کارکردهای پنهان نظام آموزش رسمی بازمی‌گردیم.

بحث گیتر آنجایی عمیق‌تر می‌شود که بیان می‌دارد از ۷۲ مطالعهٔ تجربی دربارهٔ «اجتماعی‌شدنِ» کودکان هوم اسکول، تقریباً همه فقط مهارت‌های تعامل اجتماعی (توانایی گفت‌وگو، مشارکت در فعالیت فوق‌برنامه) را سنجیده‌اند؛ اما تقریباً همه هم صرفاً بر خودگزارشیِ دانش‌آموز یا والدینش تکیه داشته است.

 

دو انگیزه و یک ساختار؛ تفاوت آموزش خانگی در ایران و آمریکا

رایج‌ترین دلایل خانواده‌های آمریکایی برای انتخاب homeschooling عبارت‌اند از «نگرانی دربارهٔ محیط سایر مدارس» (۸۸٪) و «تمایل به آموزش اخلاقی یا دینی» (۸۳٪، با ۳۶٪ که آن را مهم‌ترین دلیل می‌دانند) یعنی رایج‌ترین رشتهٔ فکری مشترک میان این خانواده‌ها، به‌ویژه در میان مسیحیان محافظه‌کار، این باور است که آن‌ها باید مسئولیت انحصاری تربیت اخلاقی و مذهبی آموزش فرزندشان را بر عهده بگیرند. اما پژوهش عطاران و ملکی درباره خانواده‌های ایرانیِ آموزش‌خانگی‌گزیده، و همچنین روایت‌های مشابه در فضای عمومی، از انگیزه‌ای معکوس خبر می‌دهند: دوری جستن از تربیت مذهبی-سیاسی نظام رسمی-عمومی آموزش، و دلایل مبتنی بر محتوای آموزشی کارآمد و سنجش‌های غیررقابتی. دو انگیزهٔ متضاد، اما یک رفتار ساختاری یکسان.

 

تداوم آموزش مجازی و زنگ خطر تقویت آموزش خانگی

در عصر آلترناتیوها و جایگزین‌سپاری، هم‌اکنون در برخی محافل و به‌ویژه جریان‌های راست لیبرال در کشور از آموزش خانگی به عنوان جایگزینی برای مدارس عمومی صحبت می‌شود. آموزشی که ماهیتا خالی از مفهوم نهاد مدرسه به مثابه نهادی با کارکردهای ملی و اجتماعی است و با عادی‌سازی آموزش خانگی در حال پیشروی است.

زمینه‌ی تقویت هوم‌اسکولینگ‌ها در مدت اخیر تداوم آموزش مجازی در جنگ تحمیلی سوم بوده است. با وجود آنکه وزارت آموزش‌وپرورش ممنوعیت این آموزش را اعلام کرده است؛ در صورت تداوم آموزش مجازی این اعلام ممنوعیت، در پشت پرده‌ی ثبت‌نام‌های سوری در مدارس و صرف گرفتن مدرک تحصیلی از مدرسه و گذراندن آموزش در خانه، بیش از پیش توسعه می‌یابد. آموزشی خالی از فلسفه سیاسی و ملی که ضمن توسعه مفهوم فردیت افراد از جمعیت جامعه ایرانی در یکی از مهم‌ترین برش‌های تاریخی، می‌کاهد.

 

 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×